۩۞۩ ☆★ به رنگ زندگی ★☆ ۩۞۩
 
۩۞۩ ☆★ به رنگ زندگی ★☆ ۩۞۩
من نه عاشق هستم و نه محتاج نگاهی که بلغزدبر من×من خودم هستم و یک حس غریب که به صدعشق و هوس می ارزد
 
 


صبح ساعت ۵
قدیم : به آهستگی از خواب بیدار می‌شود. نماز میخواند و سپس به لانه مرغها میرود تا تخم مرغها را جمع کند

جدید : مثل خرچنگ به رختخواب چسبیده و خر و پف میکند..

صبح ساعت ۶
قدیم
: شیر گاو را دوشیده ست ، چای را دم کرده است ، سفره صبحانه را با عشق و علاقه انداخته ****و با مهربانی مشغول بوسید ن صورت آقای شوهر است تا از خواب بیدار شود.In Love
جدید : باز هم خوابیده است
صبح ساعت ۷
قدیم : مشغول مشایعت آقای شوهر ست که از در خانه بیرون میرود و هزار تا دعا وصلوات برای سلامتی شوهر کرده و پشت سرش به او فوت میکند.

جدید : هنوز کپیده است.


صبح ساعت ۱۱
قدیم
: مشغول رسیدگی به بچه ها و پاک کردن لپه برای درست کردن ناهار استconnie_feedbaby.gifSmiley from millan.net
جدید : تازه چشمانش را با هزار تا ناز و عشوه باز کرده و با دست در حال بررسی جوش های روی کمرش است



ظهر ساعت ۱۲
قدیم
: مشغول مزه کردن پلو به جهت تنظیم نمک آن است.Smiley from millan.net
جدید : در حال آرایش کردن با همسایه طبقه بالا در مورد انواع پازیشن های جدید جهت چیز صحبت می‌کند 


ظهر ساعت ۱۳
قدیم
: در حال شستن جوراب و لباس‌های آقای خانه درون تشت وسط حیاط خلوت میباشد.
جدید : در حال روشن کردن ماشین لباسشویی ، ماشین ظرفشویی و البته غرغر کردن است…* **


ظهر ساعت ۱۴
قدیم
: در حال مالیدن پای آقای شوهر که برای خوردن ناهار به خانه آمده است میباشد. (حالا پا یا سر چه فرقی می کنه مهم مالیدنه دیگه )نیشخندجهت حض جمیل بردن آقای شوهر ، دامن گل گلی خود را پوشیده است.قهقهه
جدید : در حال انداختن یک غذای آماده درون ماکروفر بوده و در همان حال در حال تماشای Fashion TV می‌باشد.



ظهر ساعت ۱۵
قدیم
: در حال جارو کردن حیاط خانه و تمیز کردن لانه مرغها و بردن علوفه برای گاوشان می‌باشد.smile emoticon kolobok
جدید : با یکی از دوستانش به پاساژ صدف برای خرید رفته است.


عصر ساعت ۱۶
قدیم
: مشغول شستن پاهای کو دکشان است که به دلیل دویدن در کوچه خونی شده است.(فک کن داره پاشومیشوره حالا)
جدید : در حال پرو کردن لباس های خریداری شده است. در همان حال هم نیم نگاهی هم به شکم خود دارد که جدیداً چاقی را فریاد می‌کشد.


عصر ساعت ۱۷
قدیم
: دم در خانه ایستاده است تا آقای شوهر بیاید.http://ownnote.persiangig.com/SMile./98.gif
جدید : در لابی نشسته است تا با آقای شوهر به خرید برود.


عصر ساعت ۱۸
قدیم
: برای شوهر خود چای آورده و مانند یک خانم کنار شوهرش در حال صحبت با او است.http://ownnote.persiangig.com/Smile/23.gif
جدید : از این مغازه به آن مغازه شوهر بیچاره خود را می‌برد.http://ownnote.persiangig.com/Smile/38.gif


شب ساعت ۱۹
قدیم
: سفره شام راانداخته و شوهر را برای خوردن شام دعوت میکند.smile emoticon koloboksmile emoticon kolobok
جدید : هنوز در حال خرید است.


شب ساعت ۲۰
قدیم
: در حال شستن ظروف شام ، کنارحوض خانه است. 
جدید : کماکان در حال خرید است.


شب ساعت ۲۱
قدیم
: در حال چاق نمودن قلیان آقای همسر میباشد..
جدید : در رستوران ، پیتزا میل می‌فرمایند.smile emoticon koloboksmile emoticon kolobok


شب ساعت ۲۲
قدیم
:رختخواب ها را پهن کرده است برای خوابیدن . در حال ریختن گل سرخ روی متکای آقای خانه است تا خوش بو شود.
جدید : در حال غرغر کردن بر سر وضیعت ترافیک است.


شب ساعت ۲۳ و ۲۴
قدیم
: ……

جدید: در حال مشاهده ماهواره هستند ایشون، لطفاً مزاحم نشوید.
smile emoticon kolobok


ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 15 خرداد 1390, :: 19:54 :: توسط : شاهین

♥ ♥ با یه نگاه دل دادم به چشات ♥ ♥

♥ ♥ شدم دیونه اون اداهات  ♥ ♥

♥ ♥ وای اگه یه روز نباشی پیشم ♥ ♥

♥ ♥ منه عاشق بی تو هیچو پوچم ♥ ♥

♥ ♥ عاشقی رو دوست دارم با نگات ♥ ♥

♥ ♥ هر جا بگی دلم با تو می یاد ♥ ♥

♥ ♥ میدونی دوست دارم من زیاد ♥ ♥

♥ ♥ هیچکس جای تو نه , نه نمیاد ♥ ♥

♥ ♥ قلب تو ماله من ♥ ♥

♥ ♥ عشق تو ماله من ♥ ♥

♥ ♥ نگاتو دوست دارم , عزیزم , جون من ♥ ♥

♥ ♥ بی تو من میمیرم به عشقت اسیرم ♥ ♥

♥ ♥ بزار همه بدونن آره من دیونم ♥ ♥

♥ ♥

I L0ve U Eshgham


ارسال شده در تاریخ : چهار شنبه 14 ارديبهشت 1390, :: 13:42 :: توسط : شاهین

 

متشكرم براي همه وقت هايي كه مرا به خنده واداشتي.

براي همه وقت هايي كه به حرف هايم گوش دادي.

براي همه وقت هايي كه به من جرات و شهامت دادي.

براي همه وقت هايي كه مرا در آغوش گرفتي.

براي همه وقت هايي كه با من شريك شدي.

براي همه وقت هايي كه با من به گردش آمدي.

براي همه وقت هايي كه خواستي در كنارم باشي.

براي همه وقت هايي كه به من اعتماد كردي.

براي همه وقت هايي كه مرا تحسين كردي.

براي همه وقت هايي كه باعث راحتي و آسايش من بودي.

براي همه وقت هايي كه گفتي "دوستت دارم" .

براي همه وقت هايي كه در فكر من بودي.

براي همه وقت هايي كه برايم شادي آوردي.

براي همه وقت هايي كه به تو احتياج داشتم و تو با من بودي.

براي همه وقت هايي كه دلتنگم بودي.

براي همه وقت هايي كه به من دلداري دادي.

براي همه وقت هايي كه در چشمانم نگريستي و صداي قلبم را شنيدي.

به خاطر همه ي اين ها هيچ وقت فراموش نكن كه: لبخند من به تو يعني " عاشقانه دوستت مي دارم " آغوش من هميشه براي تو باز است.

هميشه براي گوش دادن به حرفهايت آمادگي دارم.

هميشه پشتيبانت هستم.

من مثل كتابي گشوده برايت خواهم بود، فقط كافي است چيزي از من بخواهي، بلافاصله از آن تو خواهد شد.

مي خواهم اوقاتم را در كنار تو باشم.

من كاملا به تو اطمينان دارم و تو امين من هستي.

در دنيا تو از هركسي برايم مهم تر هستي.

هميشه دوستت دارم چه به زبان بياورم چه نياورم.

همين الان در فكر تو هستم.

تو هميشه براي من شادي مي آوري به خصوص وقتي كه لبخند بر لب داري.

من هميشه براي تو اينجا هستم و دلم براي تو تنگ است.

هر وقت كه احتياج به درد دل داشتي روي من حساب كن.

من هنوز در چشمانت گم شده هستم.

تو در تمام ضربان هاي قلبم حضور داري.

 


 

I L0ve U 

 


ارسال شده در تاریخ : دو شنبه 12 ارديبهشت 1390, :: 23:35 :: توسط : شاهین



۱- شش سال اوّل زندگی:

• گریه نکن

• شیطونی نکن

• دست تو دماغت نکن

• تو شلوارت پی‌پی نکن

به ادامه ی مطلب کلیک کنید....



 ادامه مطلب...

ارسال شده در تاریخ : جمعه 2 ارديبهشت 1390, :: 18:10 :: توسط : شاهین

امشب از آسمان دیده تو
روی شعرم ستاره میبارد

در سکوت سپید کاغذها
پنجه هایم جرقه میکارد

شعر دیوانه تب آلودم
شرمگین از شیار خواهشها

پیکرش را
دوباره می سوزد
عطش جاودان آتشها

آری آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه ناپیداست

من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست

از سیاهی چرا حذر کردن
شب پر از قطره های الماس است

آنچه از شب به جای می ماند
عطر سکر آور گل یاس است

آه بگذار گم شوم
در تو
کس نیابد ز من نشانه من
روح سوزان آه مرطوب من
بوزد بر تن ترانه من

آه بگذار زین دریچه باز
خفته در پرنیان رویا ها

با پر روشنی سفر گیرم
بگذرم از حصار دنیاها

دانی از زندگی چه میخواهم
من تو باشم ‚ تو ‚ پای تا سر تو

زندگی گر هزار باره
بود
بار دیگر تو بار دیگر تو
آنچه در من نهفته دریاییست
کی توان نهفتنم باشد

با تو زین سهمگین طوفانی
کاش یارای گفتنم باشد
بس که لبریزم از تو می خواهم
بدوم در میان صحراها

سر بکوبم به سنگ کوهستان
تن بکوبم به موج دریا ها

بس که لبریزم از تو می خواهم
چون غباری ز خود فرو ریزم
زیر پای تو سر نهم آرام
به سبک سایه تو آویزم

آری آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه نا پیداست

من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست


ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 29 اسفند 1389, :: 18:43 :: توسط : شاهین

ما اکنون در دسترس نیستیم؛ لطفا" بعد از شنیدن صدای بوق پیغام بگذارید:

اگر شما یکی از بچه های ما هستید؛ شماره 1 را فشار دهید.

اگر می خواهید بچه تان را نگه داریم؛ شماره 2 را فشار دهید.

اگر می خواهید ماشین را قرض بگیرید؛ شماره 3 را فشار دهید.

اگر می خواهید لباسهایتان را تعمیر کنیم؛ شماره 4 را فشار دهید.

اگر می خواهید بچه تان امشب پیش ما بخوابد؛ شماره 5 را فشار دهید.

اگر می خواهید بچه تان را از مدرسه برداریم؛ شماره 6 را فشار دهید.

اگر می خواهید برای مهمانان آخر هفته تان غذا درست کنیم؛ شماره 7 را فشار دهید.

اگر می خواهید امشب برای شام بیایید؛ شماره 8 را فشار دهید.

اگر پول می خواهید؛ شماره 9 را فشار دهید.

اما اگر می خواهید ما را برای شام دعوت کنید یا ما را به گردش ببرید،
بگویید، ما داریم گوش می کنیم ...


ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 29 اسفند 1389, :: 18:28 :: توسط : شاهین

دیروز:

باز باران با ترانه

با گوهرهای فراوان

میخورد بر بام خانه...

 

 



و اما امروز:

باز باران بی ترانه

با تمام بی کسی های شبانه

میخورد بر مرد تنها

میچکد بر فرش خانه

باز می آید صدای چک چک غم باز ماتم

من به پشت شیشه تنهایی افتاده

نمیدانم...نمیفهمم...

کجای قطره های بی کسی زیباست؟

نمیفهمم چرا مردم نمیفهمند

که آن کودک که زیر ضربه شلاق باران سخت میلرزد

کجای ذلتش زیباست؟؟؟

نمیفهمم...

کجای اشک یه بابا

که سقفی از گل و آهن به زور چکمه باران

به روی همسر و پروانه های مرده اش آرام باریده

کجایش بوی عشق و عاشقی دارد؟؟؟

نمیدانم...

نمیدانم چرا مردم نمیدانند

که باران عشق تنها نیست

صدای ممتدش در امتداد رنج این دلهاست

نمیفهمم کجای مرگ ما زیباست؟؟؟

یاد آرم روز باران را

یار آرم مادرم در کنج باران مرد

کودکی ده ساله بودم

میدویدم زیر باران... از برای نان

مادرم افتاد

مادرم در کوچه های پست شهر آرام جان میداد

فقط من بودم و باران و گل های خیابان بود

نمیدانم کجای این لجن زیباست؟!!!

بشنو از من کودک من

پیش چشمم مرد فردا

" که باران هست زیبا از برای مردم زیبای بالا دست

و آن باران که عشق دارد... فقط جاریست برای عاشقان مست

و باران من و تو درد و غم دارد"

خدا هم خوب میداند

که این عدل زمینی عدل کم دارد...

 

 

 

 



ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 29 اسفند 1389, :: 18:18 :: توسط : شاهین

آن لحظه که دلتنگ یارم می شوم

خود به خود هوس باران را می کنم.

آن لحظه که اشک از چشمانم سرازیر می شود

هوس یک کوچه تنها را می کنم

آن لحظه است که دلم می خواهد تنهایی در زیر باران بدون هیچ چتر و سر پناهی قدم بزنم

قدم بزنم تا خیس خیس شوم ، خیس تر از قطره های باران…. خیس تر از آسمان و درختان

آن لحظه که خیس خیس می شوم ، دلم می خواهد باز زیر باران بمانم ،

دلم نمی خواهد باران قطع شود.

دلم می خواهد همچو آسمان که بغضش را خالی می کند ، خالی شوم ،

از دلتنگی ها ، از این شب پر از تنهایی

تنها صدای قطره های باران را می شنوم ، اشک می ریزم ، و آرزوی یارم را می کنم

دلم می خواهد آسمان با اشکهایش سیل به پا کند

لحظه ای که آرام آرام می شوم

و دیگر تنهایی را احساس نمی کنم ، چون باران در کنارم است.

باران مرا آرام می کند ،  مرا از غصه ها و دلتنگی ها رها می کند و به آرزوهایم نزدیک می کند

آن دم که باران می بارید ، بغض غریبی گلویم را گرفته بود ،

دلم می خواست همچو آسمان که صدای رعدش پنجره های خاموش را می لرزاند فریاد بزنم ،

فریاد بزنم تا یارم هر جای دنیاست صدای مرا بشنود.

صدای کسی که خسته و دلشکسته با چشمان خیس و دلی عاشق در زیر باران قدم می زند ،

تنهایی در کوچه های سرد و خالی…

کجایی ای یار من ؟

کجایی که جایت در کنارم خالی است.

در این شب بارانی تو را می خواهم ،

به خدا جایت خالی خالی است.

 کاش صدایت همچو صدای قطره های باران در گوشم زمزمه می شد

تو بودی شبی عاشقانه را با هم داشتیم ،

تو که نیستی منی که همان مرد تنها می باشم قصه ای غمگین را در این شب بارانی خواهم داشت.

قصه مرد تنها در یک  شب بارانی ،

شبی که احساس می کنم بیشتر از همیشه عاشقم.

آری آن شب آموختم که باران بهترین سر پناه من برای رفع دلتنگی هایم است.

 


ارسال شده در تاریخ : شنبه 14 اسفند 1389, :: 10:38 :: توسط : شاهین

* ثانیه به ثانیه تو ازمن دور میشی *

* چرا خورشیدک من داری کم نورمیشی *

* ثانیه به ثانیه لحظه های بی تپش *

* بزاراشکام بریزن دست رو گونه هام نکش *

* این جدایی به خدا حق من نیست *

* گریه های بی صدا حق من نیست *

* مرگ این خاطره ها حق من نیست *

* این غم بی انتها حق من نیست *

* ثانیه به ثانیه شبا هر شب بی قرار *

* من شکستم تو دیگه تلخیشو به روم نیار *

* بزاراشکام بریزن بزار بی نفس بشم *

* نمیدونی من دارم چه عذابی میکشم *

* این جدایی به خدا حق من نیست *

* گریه های بی صدا حق من نیست *

*** حق من نیست ***

**حق من نیست **

*حق من نیست *

***************************************

ای دلبر دیرینه ام هر لحظه يادت می کنم
نقش رخت در سینه ام هر لحظه يادت می کنم


ارسال شده در تاریخ : شنبه 30 بهمن 1389, :: 11:28 :: توسط : شاهین

احساسی که به تو دارم یه حس فوق الاده ست

من عاشق کسی شدم که خیلی صاف و سادست

احساسی که به تو دارم به هیچ کسی نداشتم

من اسم این حال دل رو عاشق شدن گذاشتم

این اولین باره دلم داره میگه آره دوست داره

گرفتاره بگو آره به بیچاره دوست داره با یه قلب تیکه پاره

دوست داره

احساسی که به تو دارم یه حس عاشقانست

این حس دوست داشتن تو همیشه صادقانست

احساسی که به تو دارم خیلی واسم عجیبه

چه نازنینی من دارم ببین چه قدر نجیبه

تقدیم به بهترینم


ارسال شده در تاریخ : یک شنبه 17 بهمن 1389, :: 11:35 :: توسط : شاهین

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 18 صفحه بعد

درباره وبلاگ
<-BlogAbout->
نويسندگان
پيوندها

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان عشق و آدرس ashegh-shs.LoxBlog.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.






ورود اعضا:

نام:
وب:
پیام:
2+2

خبرنامه وبلاگ:

برای ثبت نام در خبرنامه ایمیل خود را وارد نمایید




آمار وبلاگ:
 

بازدید امروز : 118
بازدید دیروز : 108
بازدید هفته : 516
بازدید ماه : 7732
بازدید کل : 63009
تعداد مطالب : 171
تعداد نظرات : 524
تعداد آنلاین : 13



Alternative content


چت روم
free counters
Google

در اين وبلاگ
در كل اينترنت

explorer blog

free java script


 
 
 


Winamp windows Media Player Real Player QuickTime